دوشنبه16دی1392(چیدن ماه)
دیروز موقع برگشت از اداره آویسا گلی از شیشه ماشین داشت بیرون رو نگاه می کرد..."مامانی! مامانی!اونجا رو ببین ماه منه! میخوام بچینمش. مامان! میخوام برم ماهم رو بچینم. ولی من که قدم نمیرسه؟ مامان میشه تو برام بچینی؟؟!!"
"من که نمیتونم قدم نمیرسه مامان جون"
"تو می تونی یه چهار پایه بزار .بعد اون رو برام بچین. باشه مامان.تو میتونی "
و من
امروز تولد بابا جون قاسمه. باباجون و مامان جون الان مسافرت هستند ما هم از این راه دور بهش تبریک میگیم و بهترین ها رو براش آرزو میکنیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



دوشنبه16دی1392(چیدن ماه) 







